تقدیم به سردار سپهبد قاسم سلیمانی
یالطیف
هرجمعه همه منتظر حضرت یاریم
دلواپس دیدار گل روی نگاریم
مستقبل آن قامت فرخنده بهاریم
جویای قدم رنجه آن یکه سواریم
باشد که خبردار شویم آمدنش را
باشد که رسانند به ما پیرهنش را
آمد خبر اما خبر رجعت یاری
کوچیدن سردار ظفرمند عیاری
انداخت خبر در دل ما شوروشراری
بر دیده نشاند این غم و اندوه غباری
گفتیم الهی که خبر راست نباشد
چیزی که شنیدیم دگر راست نباشد
بودیم جگرسوزخبر را همه ناچار
یکباردگر خون جگر را همه ناچار
هضم خبر داغ دگر را همه ناچار
نوشیدن این جام شرر را همه ناچار
سر در پر هم بردنمان قصه تلخیست
فریاد جگر سوختگان قصه تلخیست
از اردوی ما رفت امیری، خبر این بود
تیری که فروشد همه را برجگراین بود
آن داغ که تا کرد فلک را کمر این بود
هرچند که او رفت ولیکن ظفر این بود
این فتح گره خورده به بازوی شهادت
در دشت فراگیر شده بوی شهادت
حجت به توای خصم تمام ست ازاین پس
لبخند به روی تو حرام ست ازاین پس
سیلی به توالقصه مدام ست ازاین پس
کابوس تو سجّیل و قیام ست ازاین پس
دوران بزن در رو تمام است بدانید
بر چشم شما خواب حرام است بدانید
هر چند که ما منتظر حضرت یاریم
دلواپس دیدار گل روی نگاریم
مستقبل آن قامت فرخنده بهاریم
جویای قدم رنجه آن یکه سواریم
یک روز می آیند ابو مهدی و قاسم
با لشکر دشمن شکن حضرت قائم
محمدحسن کریمیان